آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

555

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

« پدر من از لشگريان « 1 » بود ، و مادر از خاندان علماء دين زردشت . و اول نعمتى كه خداى تعالى « 2 » بر من تازه گردانيد دوستى پدر و مادر بود ، و شفقت ايشان بر حال من ؛ چنان كه از فرزندان ديگر مستثنى بودم و بمزيت تربيت و ترشح مخصوص شدم و چون سال عمر بهفت رسيد ، مرا بر خواندن علم طب تحريص نمودند ، و چندانكه اندك مايهء وقوف افتاد و فضيلت آن را بشناختم ، برغبتى صادق و حرصى غالب در تعلم آن مىكوشيدم ، تا بدان صنعت شهرتى تمام يافتم و در معالجه بيماران متهدى شدم . آنگاه نفس خويش را ميان چهار كار ، كه تكاپوى اهل دنيا از آن نتواند گذشت . مخير گردانيدم ؛ وفور مال و لذات حال و ذكر ساير و ثواب باقى . و پوشيده

--> ج 13 ، ص 203 ) توجه ما را به آن جلب كرده‌اند . بيرونى گويد ابن المقفع در ترجمهء « كليله و دمنه » فصل برزويه را افزوده است ، تا در اذهان اشخاصى ، كه ايمان آنها ضعيف است ، توليد شك كند ، پس آنگاه آنان را بمذهب مانى دعوت نمايد . در مقدمه سخنى از مذهب مانى در ميان نيست . اما از طرف ديگر همچنانكه بعد خواهيم ديد ، دور از تمايل به آن مذهب نيست . چيزى كه حائز اهميت است ، اينستكه بيرونى ميگويد ، ابن المقفع مقدمه را افزوده و بعبارت ديگر ميخواهد بگويد مقدمه در اصل پهلوى موجود نبوده است . ولى بيرونى نمىگويد ، كه مقدمه را ابن المقفع جعل كرده است . در واقع آثار عهد خسرو بطورى در اين قسمت ديده مىشود و بقدرى اشارات راجع به آن ؟ ؟ ؟ دربر دارد ، كه يكنفر مصنف قرن هشتم ممكن نيست آن را ساخته باشد . و در نظر من صحت آن قابل ترديد نيست . ابن المقفع شرح حال برزويه را بقلم خود او ، كه بعنوان كتاب مستقلى وجود داشت ، ترجمه كرده و در ترجمه كليله و دمنه خود داخل نموده است . ممكن است ، همانطور ، كه نلدكه ( مترجم « مقدمه برزويه » از روى متن ابن المقفع به زبان آلمانى ) و گابريلى فرض كرده‌اند ، ابن المقفع آزادانه در شرح برزويه تصرفاتى كرده باشد ، اما مفاد فصلى كه ابن المقفع در ابتداى كليله و دمنه قرار داده ، حتما بقلم برزويه نوشته شده است . ( 1 ) - يعنى اساوره ، اسواران . ( 2 ) - اوهرمزد يا يزدان .